معرفی ترانه ها و ترانه سرایان


هر سال تو این لحظه ها حالم همینه

انگار که غرق یه حس اضطرابم

چند ساعته دیگه درست یک سال میشه

یک سال میشه که نمی تونم بخوابم

هر سال تو این لحظه ها حالم همینه

انگار سرریزم از احساس رسیدن

حس می کنم بدجور نزدیکی به خونه

وقتی که مردم بوی عیدی گوش میدن

حوای خوبم چیدن یک سیب که هیچ

من پشت ردت تو دل آتیش میرم

حس می کنم آدم به دنیا اومدم تا

این سیب و از دستای تو عیدی بگیرم

تنها زمان سال که هم خوبه حالت

هم با خودت درگیر حس دردی عیده

کاری ندارم عید برمیگردی یا نه

تو هر زمان سال که برگردی عیده

هفت سین امسال و کنار آینه چیدم

تا لحظه لحظه جای خالیتو ببینم

تقویم امسالم تموم شد بسه برگرد

تنها محاله پای این سفره بشینم

حوای خوبم چیدن یک سیب که هیچ

من پشت ردت تو دل آتیش میرم

حس می کنم آدم به دنیا اومدم تا

این سیب و از دستای تو عیدی بگیرم


ترانه سرا : روزبه بمانی

 خواننده : مهدی یراحی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:51  توسط آرش نظری | 

گناه بچه ها چیه میون این قرن جنون
که بی صدا پرپر میشن تو شعله های جنگ و خون

گناه بچه ها چیه که سرپناهی ندارن
که شب ها با حسرت و بغض سر روی بالش می ذارن

دلگیرم از دنیایی که غرق شبی بی انتهاست
دنیای تلخی که هنوز بازیچه ی خودکامه هاست

هر کس به نام امنیت جهانو به خون می کشه
لالایی هر کودکی صدای بمب و ترکشه

گناه بچه ها چیه که دنیا انقدر سیاست
که جنگ و فقر و بی کسی تقدیر تلخ ملتاست

کی میشه جغد شوم فقر از این جهان پر بکشه
سایه ی آزادی و عشق روی زمین گسترده شه

کی میشه که از آسمون بارون شادی بباره
فرشته ی مهر و امید روی زمین پا بذاره

ای کودک بی سرزمین شب میشکنه طاقت بیار
شاخه گلی تو لوله ی داغ مسلسلا بذار



صدا : داریوش اقبالی

کلام : بابک صحرایی

موسیقی : نیــکـان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:51  توسط آرش نظری | 

حاضرم به خاطر غرور تو

به نبرد همه ی دنیا برم

من زمین خوردم تمام عمرمو

تا همین یه پله رو بالا برم

من زمین خوردم تو بالاتر بری

تا همه دنیا تو رو صدا کنن

اگه بالا رفتم از این پله ها

واسه این بوده تو رو نگاه کنن

از یه سینه ی ستبرِ خالی و

زور بازو پهلوون نمی شه ساخت

از خودت کم کن به عشق مردمت

رو ترازو پهلوون نمی شه ساخت

میون این پهلوونا هیچ کسی

با یه برد احساس خوشبختی نکرد

واسه آبروی مردمت بجنگ

این مدالا تختیو تختی نکرد

گاهی اون کسی زمینت می زنه

که خودت حس می کنی تو مشتته

وقتی اون گنده ترا رو می بری

شک نکن که قلب مردم پشتته

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:50  توسط آرش نظری | 
هشت از دست آدم رفت، از اون روزی که گندم خورد 

ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن 

یه روزی هر کسی باشن، حساباشونو پس می دن

عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست 

پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مُردن، تَهِ دلدادگی میشه 

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی، یه دنیا آرزو چیدن 

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

بذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه 

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن 

گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم 

همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم


ترانه سرا : روزبه بمانی

خواننده : دکتر محمد اصفهانی

آهنگساز : علیرضا کهن دیری

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:50  توسط آرش نظری | 
تو می تونی ازم رد شی بری و غرق فردا شی

تموم دلخوشیم اینه که گاهی یاد من باشی

من این احساس و این حالو به چشمای تو مدیونم

برو عشقم، برو جونم، منم یاد تو می مونم


تو یک جوری به قلب من به تقدیرم گره خوردی

که روحم رو به دنیای غریب و دیگه ای بردی


تموم آرزوم اینه همه مرزا رو بردارم

از اینم دربدرتر شم من این تقدیرو دوست دارم


اگه دریای بین ما پره از وحشتی مبهم

برای تو، به عشق تو، به هر توفانی تن میدم


اگه گردابه من موجم که سر به صخره می کوبه

ببین مشتاق این حالم که از تو مردنم خوبه



خواننده : خشایار اعتمادی

ترانه سرا : بابک صحرایی

آهنگساز : علیرضا افکاری

تنظیم کننده : سـیــروان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:50  توسط آرش نظری | 
تو رو آرزو نکردم ته تنهایی جاده

آخه حتی آرزوتم واسه من خیلی زیاده

تو رو آرزو نکردم این یعنی نهایت درد

خیلی چیزا هست تو دنیا که نمی شه آرزو کرد

تو رو تا یادمه از دور از همین پنجره دیدم

بس که فاصله گرفتی به پرستشت رسیدم

من گذشتم از تبی که تو رو تو خونم ببینم

راضیم به این که گاهی تو رو می تونم ببینم

نه امیدی به سفر نیست از همین فاصله برگرد

خیلی از فاصله ها رو با سفر نمی شه پر کرد

عمری پای تو نشستم که منو حالا ببینی

تو مثل کوهی که باید منو از بالا ببینی

ترانه سرا : روزبه بمانی

خواننده : احسان خواجه امیری
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:49  توسط آرش نظری | 

من این جوری نمی تونم یه سدی بین قلب ماست

تو باید غرق شی در من بفهمی کی دلش دریاست

من این جوری نمی تونم تو پای من نمی شینی

تو رو اونقدر بخشیدم بزرگیمو نمی بینی

همیشه مقصدم بودی کجا با تو سفر کردم

چقدر تنها برم دریا چقدر تنهایی برگردم

من این جوری دلم خوش نیست شبم با ترس هم مرزه

بهشتم اونورش باشه به این برزخ نمی ارزه

من این جوری نمی تونم تو اینجایی و من تنهام

دارم می میرم از بس که نگفتم چی ازت می خوام

 

ترانه سرا : روزبه بمانی

خواننده : احسان خواجه امیری

ملودی : علیرضا افکاری

تنظیم : هومن نامداری 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:49  توسط آرش نظری | 
یه چیکه شادی یه مشت ستاره

یه دل که هیچ وقت آروم نداره

ما با همینا خوشبخت و شادیم

ما حک شدیم تو برگای تقویم

بخند عزیزم فردا تو راهه

حلقه ای از نور تو دست ماهه


بخند عزیزم شب غرق رازه

پنجره های خوشبختی بازه


می خوام تو چشمات اشکی نلغزه

جوری بیام که برگی نلرزه


بذار که قلبم پیشت بمونه

تا دنیا شکل رویاهامونه


به فکر اینم که غم بمیره

چیزی نگم که دلت بگیره


با تو رو ابرا قدم گذاشتم

من آرزویی جز تو نداشتم


خواننده : بتی

ترانه سرا : بابک صحرایی

آهنگساز : امین قباد
تنظیم کننده : پوریا حیدری

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:48  توسط آرش نظری | 
شمالم تا جنوبم عشق ، چه خاک و گندمی دارم

صدام یاری کنه باید بگم چه مردمی دارم


بگم این حق ِ هیچکس نیس ، که با ثروت فقیر باشه

کسی که فرش می بافه نباید رو حصیر باشه


اگرجه سختی از انسان یه کوه درد می سازه

ولی از مردم ِ ما درد ، داره یک مرد می سازه


شمالم تا جنوبم عشق ، چه خاک و گندمی دارم

صدام یاری کنه باید بگم چه مردمی دارم


نگاکن بچه های کار ، چه جور تو آب و آتیشن

توی این روزهای سخت ، کمک خرج ِ پدر می شن


منو تو مردمی هستیم که گنج از رنج می سازیم

به این تاریخ ِ خورشیدی ، به این فرهنگ می نازیم


منو تو مردمی هستیم که آینده تو مشت ِ ماس

که از هفتاد نسل قبل هزار اسطوره پشت ِ ماس


شمالم تا جنوبم عشق ، چه خاک و گندمی دارم

صدام یاری کنه باید بگم چه مردمی دارم


مردم

خواننده : معین

اهنگ : علیرضا افکاری

تنظیم : علیرض افکاری / معین رهبر

ترانه سرا : افشین مقدم
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:47  توسط آرش نظری | 
برای من همین خوبه

که با رویات می شینم

تو رو از دور می بوسم

تو رو از دور می بینم

برای من همین خوبه

بگیرم رد دنیاتو

ببینم هر کجا می رم

از اونجا رد شدم با تو

همین که حال من خوش نیست

همین که قلبم آشوبه

تو خوش باشی برای من

همین بد بودنم خوبه

به این که بغضم از چی بود

به این که تو دلم چی نیست

تمام عمر خندیدم

تمام عمر شوخی نیست

برای من همین خوبه

بدونی بی تو نابودم

اگه جایی اَزت گفتن

بگم من عاشقش بودم

برای من همین خوبه

که از هر کی تو رو دیده

شبی صد بار می پرسم

اَزم چیزی نپرسیده
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 9:46  توسط آرش نظری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ


آرش نظری

ترانه سرا ، شاعر ، نوازنده و آهنگساز

_______________________


1. هرگونه استفاده از ترانه ها

و اشعار بدون اجازه از مدیریت

وبلاگ قدغن است

_______________________



2. لطفآ در صورت استفاده از

مطالب این وب نوشته ، مآخذ

را ذکر نمایید

_______________________


3. پیوند با وب نوشته های

دیگر دلیل بر تایید همه ی

مطالب آنها نیست


_____________________


4.این وبلاگ فقط جهت پیشرفت در
ترانه سرایی و رشد و کمک به موسیقی
هست و هیچ هدفی دیگری ندارد و از
شخص یا گروه خاصی طرفداری نمیکند

_____________________________


نوشته های پیشین
مهر 1392
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM